مايرلانت
ياكوب (دوكوستر) فان مايرلانت1. شاعر، اخلاقي و طنزنويس فلاندري در حدود 1235، در حوالي بروژ، احتمالاً در دام متولد شد؛ خادم كليساي مايرلانت (جايي كه بعدها، به بريِل در جزيرهٴ هلندي فورنهٴ شرقي پيوست)؛ در حدود 1267، به دام بازگشت، در حدود 1299، در آن جا فوت كرد.
او نخستين مربي بزرگ ملت خويش بود و به حق پدر همهٴ شاعران هلندي خوانده شد.
بنيانگذار ادبيات هلندي.2
او از تعدادي آثار فرانسه و لاتيني ترجمهٴ كاملاً آزادي به زبان هلندي كرده است. ابتدا، برخي داستانها را از فرانسه ترجمه كرد، از قبيل
تاريخ جنگهاي اسكندر، اسكندرنامهٴ گوتيه دوشاستيون (اهل رونشن درليل، برآمدنش پيش از 1179)، مرليننامهٴ روبر بوروني (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)، تاريخ تروا تأليف بنوا دوسن مور (برآمدنش 1180).
بعدها، منظومههايي سرود دربارهٴ موضوعاتي از هر قبيل ــ اخلاقي، اجتماعي، ديني ــ به صورت مناظره ميان دو دوست به نامهاي ياكوب و مارتين (شايد معرف خودش و يان ناسويي اسقف اوترشت، 1267 ـ 1288). تعداد اين منظومهها سه تاست، به نامهاي
مارتين اول، مارتين دوم، مارتين سوم؛ سومي تثليث مقدس هم ناميده ميشود، چون در آنباره هم بحث ميكند .يان بوكلاره اين منظومهها را استقبال كرد، به صورت هزل درآورد3، و به لاتيني (نسخهٴ خطي به تاريخ 1453)، و به فرانسه (چاپ 1480) ترجمه كرد.
مايرلانت پيش از 1273، زندگينامهٴ قديس فرانسيس آسيسي تأليف بُناوِنتور را ترجمه كرد؛ آثاري دربارهٴ شعاير ديني، و كتابي دربارهٴ فساد كشيشان نوشت.
پس از مدتي، از ترجمهٴ داستانها خسته شد، و تصميم گرفت عمر خود را صرف اشاعهٴ معارف حقيقي كند. از اينرو، به سرودن تعداد زيادي اشعار تعليمي پرداخت، كه غالباً از لاتيني ترجمه شده بود. با اين كه فرانسه را دوست داشت روز به روز بيشتر به آثار فرانسوي بياعتقاد شد. براي او (مانند اغلب معاصرانش كه داراي ذهن روشني بودند) لاتيني زبان آگاهيهاي حقيقي بود، و قصد او آن بود كه اين معارف را براي ملت خويش قابل دسترس سازد.
ترجمههاي تعليمي او شامل آثار زير است: